1- سلام

2- عروسی شمیم هم تموم شد! حالا دیگه تعداد دوستای مجردم بسیاااااااااااار کمتر از متاهلاست:) فکر نکنم کسی از خواننده های روزای اول وبلاگنویسیم، از اون 9-8 سال پیش هنوز اینورا باشه وگرنه براش می گفتم که خرگوش کوچولوم رو هم فرستادیم رفت! البته خودش رفت ها ما هیچ کاره بیدیم:))))))))))))

3- دیشب برگشتیم تهران. یعنی از سه شنبه ی پیش که به هوای عروسی رفتیم رشت بودیم تا دیروز. قرار بود شنبه برگردیم اما مامانی عزیزم کلی کار داشت که موندیم تا کمی سبک بشه و برگشتیم.

4- اگه یه روزی یه دختری داشته باشم هرگز هرگز هرگز اجازه نمی دم با کسی ازدواج کنه که بخواد از پیشم ببردش! اینجوری شاید همیشه فحشم بده که نذاشتم به عشقش برسه اما سهم بزررررررررررگی از استرسها و غصه ها و دغدغه های زندگیش رو ازش می گیرم... تازه مثل من طعم زندگی کنار عزیزترینش رو هم نچشیده که بخواد بفهمه نداشتنش یعنی چی؛ امضا: مادرِ بالقوه خبیث:)))))))

هر وقت می ریم رشت دلم پر می کشه برای خونه زندگی خودم، اما موقع برگشت که می شه، هنوز به سر کوچه نرسیدیم و هنوز داریم با مامان و بچه ها بای بای می کنیم که دلم می خواد بزنم زیر گریه و هیچ وقتِ هیچ وقت از پیششون نرم:((

5- ماه رمضونِ همیشه عزیزم هم که داره میاد! هر چند پارسال آخراش دیگه حساااااااابی کم آورده بودیم. چقدر روزه گرفتن تو زمستون و تابستون با هم فــــــــــــــــرق داره! خدا خودش توانش رو بده...

6- همین فعلاً:)

/ 10 نظر / 22 بازدید
الهام

سلام من از وبلاگ شما بازديد کردم و شمارو به بازديد از وبلاگ خودم به نام "چيزي که هيچ جا نمي توني لنگشو ببيني" دعوت مي کنم . اگر هم شما مايل بوديد منو به اسم "چيزهايي که هيج پيدا نميشه" لينک کنيد و به بنده اطلاع دهيد تا من هم شما رو لينک کنم با تشکر www.bazar.rozblog.com

محیا

خیلی عالیه این دوباره نوشتنهات طفلی دخترت

هلیا

ساره جونم خیلی وقت بود گمت کرده بودم خوشحالم که دوباره میخونمت

یاسمین(ساره)

بااسم یاسمین می نویسم اماهم اسم توام 17سالمه خوشحالم که میبینم همه ساره هابااحساسند به منم سربزن گرچه وبلاگمو تازه عوض کردمو پستهامم کمه

آنا

منم اگه یه دختر داشته باشم همین کارو میکنم.چون منم دور از مامان اینام و واقعا سخته که کسانی که بغل گوش ماماناشون زندگی میکنن واقعا قدر نمیدونن.[چشمک]. خوشحالم که حال و هوای وبلاگت عوض شده [گل]

ستایش

راست میگی راه دور بودن خیلی سخته.منم دخترم رو راه دور نمیدم:)

المعروف

سلام علیکم ساره خانوم هیچ اتفاق جدیدی نیفتاده که برش پست بزاری؟ منتظریم خانومی. پست جدیدو بزار دیگه. اونهایی که رفتن خدا همراهشونه نگران نباش، گر چه بعضی وقتا نگرانی هم داره انصافاً. به هر حال خدا نگهدارشون باشه انشاءالله.

saara

Sareh joonam salam khoshalam mibinam minevisi....khoshalam ke hasti...mano ke yadet narafte

ساره من خیلی وقته ساکت بلاگتو میخونم!راستشو بخای هروقتم که میام نوشته هاتو چندین بار میخونم.انگار با صدای خودت یکی داره واسم میخونه.با چندتاشون گریه کردم با چندتاشونم لبخند زدمو خوشحال شدم.البته بعضی وقتا هم ناراحت شدم که چرا تو نوشته هات اثری ازم نیست!این دفعه که اومدم صفحه تو باز کنم تو دلم میگفتم که یعنی ایندفعه اسم من هست!!!!!!بود سااااااره:)بوووود:)من همون خرگوشتم که عروس شدم:):):)خیلی دوست دارم ساره.خیلییییییی.