تدارک

1- سلام:)

2- چند شب پیش گفتیم یه سر بزنیم خونه ی مامان بزرگ آقاهه، رفتیم و یک ساعتی موندیم و برگشتیم سمت خونه، تو راهِ برگشت داشتم آه و ناله می کردم که داره ماه رمضون می شه و ما هنوز یه شمال نرفتیم (گیلان که واسه ما شمالِ تفریحی محسوب نمی شه:دی)، آقای آقاهه رو جو فرا گرفت و دِ بِگاز سمت جاده:))))))))))))) دیگه با کلی مذاکره به "امامزاده هاشم" جاده هراز رضایت دادیم، رفتیم و آشی خوردیم و کمی یخ زدیم و شاد و خندان برگشتیم. دوست داشتم:)

3- یکشنبه جشن نیمه ی شعبانِ هر ساله ی آقاهه و دوستاشه. آقاهه چند سالی بود تو اجرای نمایش شرکت می کرد اما خب پارسال سر تمرینا جداً اذیت شدیم، همه ی دوستای دیگه ش مجردن و فارغ از دنیای متاهلی و تعهدات و شرایطش، اینه که تصمیم بر این شد امسال تو تئاتر مشارکت نکنه. قراره دو تایی با هم مهدکودک بشیم:)))) یعنی تو مدت اجرای نمایش بچه ها رو تو یه سالن دیگه جمع کنیم و براشون برنامه تدارک ببینیم. دیروز با هم رفتیم بازار و کلــــــــــــــی جایزه های کوچولوی بامزه واسه بچه ها خریدیم، ماشین و هواپیمای کوچولو واسه پسرا، کیف عروسکی بامزه و روسری و عروسک آویز واسه دخترا. انقـــــــــدر دوسشون دارم:) شاید بریم چند تا بسته مدادرنگی و ماژیک هم بگیریم واسه بچه های بزرگتر. بادکنک هم خریدیم، باید بریم کاغذکشی و تزئینی هم بگیریم احتمالا. یادم باشه تو پست بعدی عکساشون رو می ذارم.

4- فردا عصر یه گردهمایی دوست داشتنی خانومانه-کودکانه داریم با یه عاااااااااااااااالمه دوستای اینترنتی. فعلا که دچار بیخیالیِ پیش از وقوعِ ماجرای هیجان انگیز شدم، فردا صبح نمی دونم حسم به کجا برسه:)))))))))))) البته با اکثر حضار دیگه به حد کافی دیدار غیرمجازی داشتیم و حسابی هم رو می شناسیم، اما خب بالاخره ماجرای غیرمعمولیه هنوز.

5-این از سرشلوغیهای این روزای من:)

6- مرسی که بعد از این همه وقت بودین و من رو فراموش نکرده بودین. امیدوارم بتونم لایق این محبت باشم:) امیدوارم دیگه مجبور نشم وبلاگ دوست داشتنیم رو، رفیقِ شفیقِ 8ساله م و همه ی خاطرات و دوستی های حولش رو رها کنم و برم، هرگز:)

/ 8 نظر / 26 بازدید
همزاد

منم سفرتون رو دوست داشتم :) خیلی باحال بود..همزاد قدرتمند بنویس و ادامه بده :دی من پشتتم [هورا]

مريسام

[گل]

مستانه

خیلی خوشحالم که دوباره می نویسی ساره جونم[ماچ]

جوراب پاره و انگشت ازاد

[بغل]

آفرین

سلام عزیزم.خوشحالم که دوباره به خونه مجازیت برگشتی

تارا

ساره جونم خوشحالم که سرزنده و شاد می بینمت[ماچ]

پینه دوز

خوشحالم که بهت خوش گذشته هوس آش کردم [نگران]