از خواب و غیره

1-چند شبه که خوابای بدی می بینم... مسائلی که تو خوابهام هستن چیزایی نیستن که تو زندگی روزمره م حتی بهشون فکر کنم... تو همه ی خوابهام آدمهایی که در واقعیت فوت کردن و تو خواب هم این واقعیت رو می دونم وجود دارن، متفاوتن البته...

من به ندرت کابوس می بینم، کلا شاید به تعداد انگشتهای دست هم نرسه بارهایی که تو زندگیم با ترس از خواب بیدار شدم... اما این روزا...

امروز دیگه خیلی ترسیدم از خوابم... بیدار شدم و همونجور  که توی تخت دراز کشیده بودم مدتها با وحشت فکر کردم! نتیجه اینکه کلا خوابم به هم ریخت و بعدتر هم که کمی خوابیدم چیز چندانی از سردردم کم نشد...

فعلا که دارم وحشت این خوابها رو تو خودم می ریزم و سعی می کنم با صدقه کنار گذاشتن این خوابها و البته نشونه های دیگه ای که این روزا تو زندگیم اتفاق میفته رو از سر بگذرونم، باقیش رو هم سپردم به خدا...

2- پیرو شماره ی 1 و نشونه هایی که درباره شون تو پاراگراف آخرش گفتم، نمونه ای عرض کنم داستان وار: یکی-دو شب پیش رفته بودیم ونک خرید و موقع برگشت ماشینه هیچ جوری استارت نمی خورد! از شانسمون خیابونای اون دور و بر همه سراشیبی بودن اما هر چی تو سراشیبی ولش کردیم باز نشد که نشد. داشتیم تصمیم می گرفتیم ولش کنیم همونجا و فرداش با تعمیرکار بریم سراغش که یه نفر از غیب رسید و خواست کمکمون کنه و از قضا تعمیرگاه دار ماشینی بود که با خانواده ش اومده بود اونورا خرید و بلافاصله عیب ماشین رو (که اونقدرا هم چیز متداولی نبود) تشخیص داد و قطعه ش رو هم داشت و همونجا تعویض کرد و به جز هزینه ی قطعه و البته اجرت ما دیگه تو زحمت و دردسری نیفتادیم...

خب من خیلی با این قضیه درگیر بودم، همه ش پیش خودم تحلیلش می کردم که آیا این یه تلنگر بوده؟ پاسخ گناهای اخیر؟ پاسخ ثوابهای اخیر؟ یا چی؟ اونوقت در مورد اون آقایی که مشکل رو حل کرد هم همین سوالها مطرح می شدن. بعد هی کفه های ترازو رو واسه خودم سبک سنگین می کردم.

نمی دونم تا چه حد باور دارین اما اگه آدم معتقدی باشین و دینتون فقط پدر مادری نباشه احتمالا باید به این باور رسیده باشین که واقعا اعمال ما یه اثرات وضعی دارن، اثراتی که ما به چشم اتفاقات مختلف تو زندگیمون می بینیم و در حقیقت از قوانین نظام هستی نشأت می گیرن که ما خیلی درباره شون -هنوز- اطلاعات علمی نداریم و کم کم و دونه دونه شاید با علم انسانی کشف بشن یا نشن. مثال عادیش می شه خوردن غذای مسموم که اثر قابل پیش بینیش حداقل معده درده (با تشکر از سیدنا و مرادنا و همسرنا آقاههچشمک). حالا گناهها و کارهای خیر و غیره و غیره هم اثرات خودشون رو دارن روی روح و روان یا حتی مشهودتر.

آهان! مثلا مثل استفاده ی خیلی واقعا به جا!!!!! و آگاهانه!!!!!!! ی برخی دوستان!!! که زلزله رو مستقیما اثر بی حجابی قشر نسوان دونستن!!!! خب این بیحجابیه اثرات وضعی خودش رو داره، زلزله هم از عذابهای الهی هم هست دیگه حالا این ربط قشنگی که این دوستان!!!!! بین این دو تا برقرار کردن و فعل و انفعالات زمین شناسی و علوم مربوطه و از طرف دیگه گناههای کوچولو موچولوی بسیار جزئی!!!! دیگه ای که این دور و ور صورت می گیره مثل موارد کوچیکی از قبیل دزدیهای هزار میلیاردی!!! و خیانت و دروغهای شاخدار برخی دوستان دیگه و موارد بسیوووووووور عدیده ی اینچنینی!!!! که خودش مثنوی هفتاد من کاغذه رو کلا به هیچ جایی حساب نکردن و همونجوری که خودشون عشقشون کشیده و لازم دونستن نتیجه گیری کردن و پرونده رو بستن، بحثیست جداگانه که در این مقال نگنجد!

اساسی از موضوع پرت شدیمها! منم با این مثال آوردنا و افعال معکوسم!

3- القصه! کل قضیه اینه که مدتیه خیلی از خدا می خوام باهام حرف بزنه و خودش لطف کنه با منِ نشونه نفهم، واضح و سلیس در مورد "آنچه می گذرد و خواهد گذشت و من چه باید بکنم"ها گفتمان کنه...

حالا من موندم و کلی خواب و نشونه که نمی دونم الان پاسخی به اون زبون درازیها و توقعات قشنگمه؟ یا اصولا همون اثر وضعیه ست؟ یا نه کلا از بیخ و بن هویجوری بیخودیه و اتفاقات طبیعی و عادی و روزمره ی زندگیه و من زیادی پیچیده شون کردم!

4- عجب پست وهم انگیزی شد... خودم متوجه نشدم درست چی گفتم! امیدوارم سوءتفاهم از توش در نیاد فقط!

5- در راستای عوض کردن فضا:دی باید خدمت انور عالی عزیزان خودم عرض کنم که مامان و علی کوچولومون که اخیرا دیگه اصلا هم کوچولو نیست و آقایی شده واسه خودش و خواهر جانمون از دیروز تشریف فرما شدن اینورا و البته فعلا خونه ی خودشونن (همون خونه ی دانشجویی من و خواهر مربوطه) و ما دیروز در معیتشون بودیم و انشالله امشب نزول اجلال می کنن بنده منزل و خلاصه که ما بسیوری کیفوریم یه چند روزی احتمالا:)

6- ما (من و شخصِ خودم) رفتیم!

/ 7 نظر / 25 بازدید
همزاد

خيلي پيچيده بود همزاد! مغز من که نوکشه!

هنگامه

هنوز هم بعد از اینهمه مدت از خواندن نوشته هات با اون لحن ساده و صمیمی لذت می برم ساره جان . به نظر من هم اکثر اتفاقاتی که توی زندگی برامون پیش میاد نتیجه رفتار خودمونه .

لیلا

من یه چیزی در این راستا ذهنم رو درگیر می کنه همیشه اول بگم که من آدم مذهبی ای نیستم، ببین ما آدم خوب داریم و آدم بد اتفاق های خوب داریم و اتفاق های بد خب حالا 4 حالت وجود داره که هر چهارتاش توضیح داره از دید اعتقاد به خدایی! اگه واسه آدم خوب اتفاق خوب بیفته می شه گفت پاداش کارهای خوبش بوده اگه واسه آدم خوب اتفاق بد بیوفته می شه گفت خدا داره امتحانش می کنه اگه واسه آدم بد اتفاق خوب بیفته می شه گفت خدا داره بهش فرصت می ده اگه واسه آدم بد اتفاق بد بیوفته می شه گفت به خاطر کار بدش و نفرین دیگران و اینا بوده خب این جوری که نمی شه حرفی زد که . البته منظورم این نیست که دیگه کسی کار خوب نکنه - کلا مشکل دارم با اینکه مثلا یه عده می گن آره فلانی فلان جور شد به خاطر این بود! یا اینکه از کجا می شه گفت زلزله عذاب الهیه؟ شاید امتحان الهی باشه!!!

گیتی

کسی میخواهد برای زندگیش خسته کننده اش انگیزه ای پیدا کند وصدای خنده هاوگریه های کودکی سکوت کش دار وخسته خانه اش را بشکند 10 سال است برای رسیدن به این آرزو تمام راه های ممکن راامتحان کرده و به نتیجه نرسیده حالا دکتر بهش پیشنهاد کرده از طریق اهدا تخمک شاید این آرزو محقق شود و این دوست حاضر است از کسانیکه شرایط لازم را دارند با پرداخت مبلغی کمک بگیرد کسانیکه مایل به این کار هستند می توانند با تلفن 09360743916تماس بگیرند یا با مراجعه به وبلاگ اينجانب كسب خبر نمايند دوست عزيز جسارتا از وب شما كمك گرفتم يكي بخاطر روحيه اي بود كه در شما سراغ داشتم واينكه وب پر مخاطبي داري بهرحال اگر به اين نتيجه رسيدي كه جايش در وبلاگ شما نيست وآنرا نمايش ندهيد نظرم در مورد شما عوض نميشود

همزاد

وبلاااااگ ساره! تولدت مبارک :)) [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

ساره

سلام عزیزم اتفاقی وبلاگ شما رو پیدا کردم هم اسمیم خواستی یه سری به منم بزن

ساره

سلام . سلامی به گرمی افتاب در روز های زمستانی و سلامی به سردی برف و باران در روز ها ی تابستانی.... عیدت مبارک.. به وبلاگ من هم سری بزن... نام وبلاگم:(( ما جرا های ساره)) ممنونم........................................................[گل][قلب][پلک][چشمک][چشمک]