< خونه ی ساره خانوم!

خونه ی ساره خانوم!


 

1-سلام

2-اومدم کامنتهام رو چک کنم، چند تا کامنت خصوصی و عمومی خوندم و ملغمه ای که ترکیب حسِ خوندنشون و گوگل ریدر خونیِ قبلش بهم داد من رو کشوند تو این صفحه ی سفید که بنویسم...

3-من آدمی هستم که ناخودآگاه در برابرِ یه پله بالا رفتنِ سطحِ تکنولوژیِ اطرافم مقاومت می کنم! این رو تازگیا تو خودم کشف کردم! تا وقتی یه چیزی ایراد داشته باشه خب دنبال بهترش می گردم اما وقتی به نسخه ای برسم که کفه ی محاسنش به نظرم به معایبش بچربه دیگه ترمزم رو می کشم! واسه همینه که هنوز چت کردن تو محیط یاهو رو به گوگل و فیس بوک و این باکلاس بازیا چیه اوو و اینا ترجیح می دم:دی و واسه همینه که وقتی آقاهه خواست ویندوزم رو اون قدیم ندیما از 98 به XP ارتقا بده کلی نه و نوه آوردم و بعدتر که XP خواست بشه seven هی چپ چپ نیگاهِ این تازه هه کردم و غرغر کردم و باز هم بماند که وقتی که نوبتِ تعویضِ sevenِ عزیزِ این روزهام هم برسه باز همون پروسه رو داریم و من ویندوزم رو دودستی بغل می کنم که ازم نگیرنش و باز همچین که عوض بشه بعد از یک هفته اصلا یادم می ره که ویندوز قبلیم چی بوده کلا و هرهر بهش می خندم! یعنی منظورم اینه که برخلاف مقاومت اولیه، خیلی هم زود دل می بندم به این تازه هه و قدرش رو می دونم!

الان به نظرم رسید شاید یه علت اون مقاومته محافظه کاری و ترسو بودنم باشه که نمی دونم چرا هی داره تشدید می شه! یا وابستگیِ زیادم. می ترسم این جدیده رو قدِ قدیمیه دوست نداشته باشم و خاطرات خوش با هم نسازیم و باهاش احساس راحتی نکنم و...

کلا مقوله ایست که باید بسیار بر روی آن اندیشه نمائیمیول

4- همه ی این روده درازیای شماره بالا واسه چی بود؟ آهان! واسه اینکه بگم اگرچه برای همه ی شما شایستی سیستم گوگل ریدر دیگه قدیمی هم شده باشه اما من سال تا سال بهش سر نمی زنم! هنوز هم به سیستم لینک تو لینک وفادارم! یعنی برم تو یه وبلاگ و از طریق لینکدونیش برم تو وبلاگای بعدی و الی آخر!

حالا امروز اون سالی یک باره اتفاق افتاد و رفتم که وبلاگ شف طیبه رو به ریدرم اضافه کنم که اگه یه وقتا فیل افکن نداشتم هم بتونم بخونمش از جاهای دیگه و یادم نره و اینا!

بعد وارد ریدر شدن همان و سیل وبلاگای قدیمی و نیمه قدیمی و غرق شدن تو پستهای جدید و قدیمیشون هم همان!

به عنوانِ آدمِ احتمالا دُگمی که هیچ وقت نتونست خودش رو به جوِ چند ساله ی اخیر وبلاگستان و این همه شلوغ شدنش عادت بده و هنوز تو دنیای 9-8 سال پیش وبلاگستان زندگی می کنه، فراموش کردنِ آدمای اون دوره بسیور غیرممکنه!

5- خلاصه که همون ملغمه هه که گفتم باعث شد حس نوستالژیکیتم ییهو بزنه بالا! و بیام این آش شلم شوربا رو بپزم و برم:ی

 

پ.ن1: تلفن زنگ زد دیگه رشته ی افکارم تیکه پاره شد!

پ.ن2:اوه مای گادنیشخند، 13 روز دیگه وبلاگکم 9سالش تموم می شه وااااااااا! قربونِ قد و بالات برم مااااااااادربغل

پ.ن3: به امید خدا چهارشنبه عازم مشهدِ هر ساله ایم... دلم پر می کشه...


ساره

صفحه نخست
آرشیو
پست الكترونيك
شناسنامه من

ساره


من از آن روز که در بند توام آزادم....

نویسندگان
ساره


آرشیو من


لینک دوستان
 
عزیزترینهای من:
قزمولك ميني ماليست

آرزوهاي يك دكتر كوچولو


هر دم از این باغ بری می رسد
از سرزمین های شمالی

زندگی در پاورقی

من و همسرم عاشقانه هم را دوست داریم

گیلاس خانومی هستم

بادبادک

یک عدد سارا

بانوی همین روزها

دنیای آرام من

شراره مامان بردیا

شاید امروز

روی میز آشپزخانه

عاشقانه ها

راز گل سرخ

دنیای لیلی

ماجراهای خانه ی ما

به تماشا سوگند و به آغاز کلام...

یه جای دنج

شکرشکن شوند همه طوطیان هند

محسن و سحربانو

**فست فود خاطرات**

تو را به خاطر خاطره ها دوست دارم

قینگیل بانو بلند فکر می کند

پینه دوز

دنياي ماريلا

خانواده ی کوچک من

زندگی مشترک ما

خاطرات ما

ماجراهای دناتا

من و همسری جونم

روزمرگیهای گل بانو

عشق فیلم

نیکای عزیز

آبینه

رویای خیس


لینکهای مفید:
بانک اطلاع رسانی غذا و رستوران

ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
از اون قدیما تا امروز:
ا.د.ت

جوراب پاره و انگشت آزاد

دختر ارديبهشتي

تب 40درجه

تازه كار

روزهايم آفتابيست

هر کس به طريقي دل ما مي شکند

سكرتر

شروانه ها

كوه يخ

الف مثل آزادي

خاله سوسكه

زهرا

آفتاب پرست

حرفهاي تنهايي داداشي و آبجي کوچيکه

آيدايي كه تنها نيست

علي سياه

نوشي

گلبرگ مغرور

هواي شرجي

نيما و خودش

ماجراهاي من

باران شبانه

بيليارد

memet

پوريا

مامان و بابا و دخترشون

دختر مشرقي

آفتاب پرست

آيدايي كه تنها نيست

علي سياه سابق

رختکن خاطرات

the things we never said

ترانه هاي تنهايي من

صحرا

کيمياگر

آنسوي اقيانوسها

يادداشتهاي گلپسر

پسرشمالي



آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0